محمد باقر النجفي
117
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
دستدرازى نكند و او را نكشد . » « لا يتعاطى أحدكم أسير أخيه فيقتله » . « 1 » و از سعيد بن مسيّب آورده است : پيامبر ، « ابوعَزَّه عمرو بن عبداللَّه بن عمير جُمَحى » را ، كه شاعر بود ، امان داد و آزادش فرمود . او گفت : « من پنج دختر دارم كه چيزى ندارند . اى محمّد ! به خاطر ايشان به من لطف كن و مرحمت فرماى ! » حضرت چنان فرمود . از سويى ديگر كسانى كه براى كسب آزادى خود مالى نداشتند ، مورد آزار مسلمانان قرار نگرفتند و پيامبر صلى الله عليه و آله با آنها به شيوهاى انسانى كه تا آن ايّام در ميان جوامع معمول نبود ، رفتار كرد . على بن برهانالدّين حلبى مىنويسد : « و لم يكن معه فداء أي و هو يحسن الكتابة دفع إليه عشرة غلمان من غلمان المدينة يعلّمهم الكتابة فإذا تعلّموا كان ذلك فداءه » . « 2 » ابنسعد به لفظ ديگر چنين ثبت كرده است : « قال : أسر رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - يوم بدر سبعين أسيراً و كان يفادي لهم على قدر أموالهم و كان أهل مكّة يكتبون و أهل المدينة لا يكتبون ، فمن لم يكن له فداء دُفع إليه عشرة غلمان من غلمان المدينة
--> ( 1 ) . « مغازى » ، ج 1 ، ص 78 ، ترجمهء فارسى . ( 2 ) . « او چيزى نداشت كه فديه بدهد ، اما نوشتن را خوب مىدانست . ( پيامبر خدا ) ده نفر از نوجوانان مدينه را به او سپرد تا به آنان نوشتن بياموزد و اگر آنان آموختند ، وى آزاد شود » . « السّيرة الحلبيّه » ، ج 2 ، ص 451